گزارش به مناسبت شهادت دکتر چمران؛

چمران؛ از حضور در آمریکا تا فرماندهی در لبنان و ایران/ ابتکارات شهید چمران در دوران جنگ چه بود؟

۳۱ خرداد ماه سالروز عروج مردی است که در عرصه اخلاق، دین، علم، سیاست، جنگ و … بهترین فرد زمان خود بود؛ شهید چمران مناجات های زیبایی دارد که حاکی از ارتباط زیبای او با خداست؛ مناجات های عارفانه ای که نشان دهنده این هستند که لحظات شهید چمران همواره رنگ و بوی خدا را داشته است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر قرچک آنلاین; نامش با نام جنگ های چریکی پیوند خورده است؛ شهید چمران در تاریخ انقلاب اسلامی و خصوصا جنگ های چریکی و نامنظم نقش بی نظیر و بی بدیلی داشته است.

حتی زمانی که در خارج از مرزهای ایران و لبنان بود، فرماندهی نیروهای چریکی را بر عهده داشت از همین رو احیاکننده سیستم جدیدی در جنگ های نظامی به شمار می رود.

با شروع جنگ تحمیلی در سال های نخستین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم زیادی خارج از اعزام هایی که به مناطق جنگی صورت می گرفت خودشان را به مرز ها رساندند تا از میهن وحریم اسلام دفاع کنند.

حضور تعداد زیادی نیروی مردمی در مناطق جنگی بدون هیچ آموزش و سازماندهی کار را برای نیروهای آموزش دیده هم سخت کرده بود؛ پتانسیلی در منطقه وجود داشت اما باید یک نفر هدایت این نیروها را بر عهده می گرفت تا از توانمندی های آنها استفاده شود.

شهید چمران در آن روزها این مسئولیت خطیر را بر عهده گرفت؛ با توجه به عدم موفقیت و عدم کارسازی جنگ های روبرو در اوایل انقلاب، شهید چمران پیشنهادی مبنی بر جنگ های چریکی و نامنظم ارایه داد و بسیاری از موفقیت ها را به واسطه ایده و روش خود به دست آورد.

چمران در دوران تحصیل

در سال ۱۳۱۱ در تهران ،خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، آغاز کرد و دردارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۳۶ در رشته الکترومکانیک فارغ التحصیل شد. چمران یک سال به تدریس دردانشکده فنی پرداخت.

وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال ۱۳۳۷ با استفاده ازبورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در کالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریکا – برکلی – با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرک دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما شد.

دکتر مصطفی چمران از ۱۵ سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی، در مسجدهدایت، و در درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شرکت می کرد و از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شرکت داشت . بعد از کودتای ننگین۲۸ مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق در لوای یک گروه سیاسی سخت ترین مبارزه ها ومسئولیتهای او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک ترین مأموریتها را در سخت ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.
حضور چمران در مصر و آموزش پایه جنگ های چریکی
چمران در آمریکا، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را پایه ریزی کرد و از موسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریکا به شمار می رفت که به دلیل این فعالیتها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی ازسوی رژیم شاه قطع می شود. او پس از قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت سازمی زند و به همراهی بعضی از دوستان مؤمن و همفکر ، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال در زمان عبد الناصر سخت ترین دوره های چریکی و پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شده و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی را بر عهده می گیرد.
نقش چمران در مبارزات بیروت و لبنان
بعد از وفات عبد الناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می کند ، از این رو دکتر چمران رهسپار لبنان می شود تا چنین پایگاهی را ایجاد کند.

او به کمک امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را بر اساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی می کند.

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند کوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته وهمیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است . شرح این مبارزات افتخار آمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک شهدای لبنان، بر کف خیابانهای داغ و بر دامنه کوههای مرزی اسرائیل برای ابد ثبت شده است.
انقلاب اسلامی و حضور چمران در کردستان
چمران با پیروزی انقلاب اسلامی بعد از ۲۱ سال هجرت، به وطن باز می گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروههای پاسداران انقلاب در سعد آباد می کند. سپس در شغل معاونت نخست وزیری ، روز و شب خود را به خطر می اندازد تا سریع ترمسأله کردستان را فیصله دهد .او در قضیه فراموش ناشدنی « پاوه » قدرت ایمان و اراده آهنین و شجاعت و فدا کاری خود را بر همگان ثابت می کند .

پس از این جرایانات ، فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد . فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در ۲۴ ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دکتر چمران واگذار شد.
نیروهای تحت فرمان دکتر چمران در عرض ۱۵ روز همه شهر ها و راهها و مواضع استراتژیک کردستان را به تصرف درآوردند. بدین ترتیب کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی شتافتند.

دکترمصطفی چمران بعد از این پیروزی بی نظیر و بازگشت به تهران از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید. وی در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش ، به یک سلسله برنامه های وسیع بنیادی دست زد که پاکسازی ارتش و پیاده کردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است.
ورود چمران به مجلس شورای اسلامی و شورای عالی دفاع
شهید چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته ارتش را تغییر دهد.
چمران سپس به نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.
جنگ تحمیلی و حضور فداکارانه چمران در جنگ

با شروع جنگ تحمیلی چمران خدمت امام رسیده و با کسب اجازه از ایشان راهی جبهه ها در اهواز می شود؛ فداکاری و زحمات وی تا جایی بود که در شب اول حضور در اهواز، حمله چریکی ای را علیه تانکهای دشمن که تا چند کیلومتری شهراهوازپیشروی کرده بودند، آغاز کرد که به واسطه آن صدمات سنگینی به نیروهای دشمن وارد شد.

مصطفی چمران گروهی از رزمندگان داوطلب را به گردخود جمع کرد وبا تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه کمکم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد.

مهندسی جنگ با مدیریت دکتر چمران

چمران واقعا یک نابغه نظامی و علمی بود. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگهای نامنظم یکی از این برنامه ها بود، که به کمک آن جاده های نظامی به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یکصد متر در مدتی کوتاه ، آب کارون را به طرف تانکهای دشمن روانه ساخت، بطوری که آنها مجبور شدند چند کیلومتری عقب نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند. این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سردشمنان به دور کرد.

 

اختراعاتی از شهید چمران که ورق جنگ را برگرداند

یکی از رزمندگان در دوران شهید چمران خورشیدی ها را یکی از خلاقیت های شهید چمران برای جنگ دانسته و می گوید: کارخانه فولادسازی اهواز پر از آهن بود و عراقی‏ ها تا نزدیکی آنجا آمده بودند؛ آقای چمران دستور داد بچه‏ ها آهن‏ها را به طول‏ ۱۸۰ سانت ببرند و یک گروه صد نفره برای این کار تشکیل داد. بچه‏ های بسیجی و رزمنده، آهن‏ها را به طور خاصی به هم جوش می ‏دادند و پنج شاخه ‏ای‏ ساخته می‏ شد که به آن خورشیدی می‏ گفتند. بچه ‏ها شاید بین ۳۰ تا ۵۰ هزار خورشیدی درست‏ کردند و آنها را در مسیری ۱۵ کیلومتری در محل‏ عبور تانک‏ های عراقی در راه سوسنگرد به اهواز قرار دادند،جایی که عراقی‏ها از آنجا خیلی فشار می ‏آوردند.
با این ابتکار ساده آقای چمران راه‏ عراقی‏ ها بسته شد و دیگر نتوانستند از آن راه جلو بیایند. این خورشیدی‏ ها در شنی تانک‏ ها فرو می‏ رفتند و بدون انفجار آنها را زمین‏ گیر می‏ کردند.

 

قوطی کنسروهایی که بعثی ها را فریب داد

همرزم شهید چمران یکی دیگر از ابتکارات شهید را اینگونه بیان می کند: یک وقت هم شهید چمران دستور داد ۳۰۰ یا ۴۰۰ چوب الوار بلند، از همان الوارهای‏ بنایی تهیه کردیم و از بچه ‏ها خواست که‏ قوطی ‏های خالی کمپوت و کنسرو را هم جمع کنند و بعد در آنها کمی روغن سوخته و کاه ریختند و دستور داد روی هر کدام از تخته‏ ها چند تا از این‏ قوطی‏ها را نصب کردند. غروب که می‏شد فتیله‏ این قوطی‏ها را روشن می‏کردند و الوارها را با فاصله روی رودخانه کارون می‏ریختند. دشمن که‏ از دور، آتش و دود روی این الوارها را می‏دید، تصور می‏کرد که نیروی عظیمی از روی رود کارون‏ به سمت آنها می‏رود. باور کنید تا دشمن فهمید که‏ اینها در واقع چیست،نزدیک به دو ماه که این‏ تکنیک برپا بود ، هر چه گلوله داشت توی کارون‏ ریخت!».

 

ماجرای ساخت خمپاره ۶۰
برادر دکتر چمران در خاطره ای از شهید چمران می گوید: دکتر چمران از آغاز جنگ تحمیلی به فکر ساخت تجهیزات نظامی بود. یک شب یکی از مهندسین سازمان تحقیقات علمی، نظامی صنایع دفاع با معرفی‌نامه مرحوم مهدوی کنی نزد دکتر آمد و گفت: من در وزارت صنایع فعالیت می‌کنم و تجهیزات مورد نیازی که نداریم را می‌سازم. نخستین بار چراغ‌های کنار باند فرودگاه و چند نمونه دیگر را ساخت و تحویل داد. دکتر چمران بسیار از این کار استقبال کرد و این بار یک خمپاره ۶۰ به او داد تا آن را بسازد.

مهندس مدتی را از دکتر چمران فرصت خواست تا بر روی آن مطالعه کند. فردای آن روز آمد و گفت مقداری از وسایل تشکیل دهنده خمپاره مانند لوله استیل را نداریم. این لوله با شلیک صد گلوله گشاد می‌شود و دیگر دقیق کار نمی‌کند. دکتر راه حلی برای این مشکل به او داد و گفت: به کارخانه لوله سازی اهواز برو و مقداری از لوله های معمولی استیل بگیر و از آن استفاده کن و پس از هر ده گلوله آن را جابجا کن. پس از آن نیز هر بار که در ساخت خمپاره به مشکل برمی‌خورد نزد دکتر می‌آمد و راه حل آن را می‌پرسید. مدتی بعد نیز آن شخص ۲۰ خمپاره ۶۰ ساخت و ما آن را برای استفاده به جبهه بردیم.

 

ماجرای ساخت ماشین شنی توسط شهید چمران چه بود؟

مدتی پس از آغاز جنگ عده ای از رزمندگان نزد شهید چمران آمده و به او گفتند جنس زمین تپه های الله اکبر رملی است و راه رفتن در آنجا دشوار است به گونه ای که حتی تا زانو در آن فرو می‌رویم و با هیچ وسیله‌ای نیز امکان تردد و جابجایی مهمات و نیرو وجود ندارد. عده ای از رزمندگان برای جلوگیری از حمله عراقی ها در آن منطقه مستقر شده بودند. زیرا اگر رژیم بعث حمله می کرد و به جاده اهواز – اندیشمک می‌رسید، اهواز محاصره می‌شد.

دکتر به آنها گفت بروید شتر اجاره کنید اما حمل و نقل مهمات با شتر نیز سخت بود. حتی با قاطر نیز این اتفاق نیافتاد. در نهایت رزمندگان خودشان مهمات را جابه جا کردند. پس از مدتی به این نتیجه رسیدند فقط با ماشین‌های شنی دار می توان جا به جایی کرد.

آن زمان جیپ لندرور، آهو و سیمرغ داشتیم و هنوز خبری از لنکروز نبود. دکتر به آنها گفت: چرخ‌های ماشین را دوبل کنید تا سطح اتکای آن بیشتر شود. اما فایده نداشت و نهایتاً یک تسمه نقاله روی چرخ ها کشیدند تا سطح اتکا بالا رفته و ماشین در رمل‌ها فرو نرود. این شیوه تقریبا خوب بود هر چند در هنگام دور زدن تسمه نقاله از چرخ جدا می‌شد.

دکتر طرح دیگری ارائه داد و گفت: داخل چرخ را به شکل خورشیدی سوراخ کنید تا دنده های خورشیدی در تسمه نقاله بیافتد و مانع از افتادن تسمه ها شود. چیزی تقریبا شبیه شنی تانک و یا کمی ساده تر. ما این کار را انجام دادیم و نخستین بار خودم این ماشین شنی را آزمایش کردم.

پس از مدتی برای تکمیل این طرح اتاق زرهی به آن اضافه کردیم به گونه ای که آن ماشین به نفربر زرهی تبدیل شد و بعدها نیز اعضای سپاه آن طرح را تکمیل کردند. اما به هر حال طرح اصلی که از سوی شهید چمران ارائه شده بود مبانی مطالعاتی این طرح تکمیلی بود.

 

طرح اولیه پل خیبر را چه کسانی ساختند؟
یکی از همرزمان شهید چمران می گوید: یکی از مشکلات ما در بدو ورود به سوسنگرد، عدم وجود پل بود که البته بعد از مدتی متوجه شدیم ساکنان بومی آنجا با استفاده از بشکه، پل درست کرده اند. هرچند آن پل را که به «پل خیبر» معروف است امروزه همه به نام شهید چمران می شناسند اما واقعیت این است که آن را ساکنان سوسنگرد ساخته بودند.

البته آن پل چندان کارآیی نداشت و فقط یک نفر آدم می توانست از آن رد شود. برای استفاده بهتر از این پل، شهید چمران تصمیم به ارتقای آن گرفت. شیوه آن نیز به این صورت بود که از شش تیوپ‌ تراکتور و چوب های چهار تراش استفاده می کردیم. تیوپ ها را کنار هم می گذاشتیم و با طناب بهم می بستیم و روی آن چوب های چهارتراش می گذاشتیم و با طناب آن را می بستیم. روی آن هم الوار می گذاشتیم و با طناب به این چوب های چهار تراش می بستیم که این پل قابلیت عبور ماشین از آن را داشت.

نحوه شهادت و عروج شهید چمران

در سی ام خرداد ماه ۱۳۶۰ یعنی یک ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اکبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک و سکون نیروهاانتقاد کرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود که در آن شرکت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیارسخت و هولناکی بود.
در سحر گاه سی و یکم خرداد ۱۳۶۰ ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید وشهید دکتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد،بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یکی دیگر از فرماندهانش رااحضار کرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند . در لحظه حرکت،یکی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: « همانند روز عاشورا که یکایک یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او(رستمی) هم به شهادت رسید و اینک خود او آماده حرکت به جبهه است.»
بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حرکت ادامه دادند تا اینکه به قربانگاه رسیدند .
چمران همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریک و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر نور وچهره ای نورانی و دلی مالا مال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.»
خداوند ثابت کرد که او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حین سرکشی به مناطق و خطوط مقدم بر اثر اثابت ترکش خمپاره های دشمن به شهادت رسید .
۳۱ خرداد ماه سالروز عروج مردی است که در عرصه اخلاق، دین، علم، سیاست، جنگ و … بهترین فرد زمان خود بود؛ شهید چمران مناجات های زیبایی دارد که حاکی از ارتباط زیبای او با خداست؛ مناجات های عارفانه ای که نشان دهنده این هستند که لحظات شهید چمران همواره رنگ و بوی خدا را داشته است.
انتهای پیام/

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *