پرخاشگری

پرخاشگری، معمولا به رفتاری اطلاق می شود که هدف از آن، صدمه رساندن جسمانی یا زبانی به شخص دیگر، یا نابود کردن دارایی آن است.

به گزارش سرویس مقالات روانشناسی قرچک آنلاین; پرخاشگری، معمولا به رفتاری اطلاق می شود که هدف از ان،صدمه رساندن جسمانی یا زبانی به شخص دیگر، یا نابود کردن دارایی آن است. بنابر این، آسیب زدن اتومبیل یک شخص به دست شخص دیگر،خفه کردن زنان توسط یک جانی وخشونتی که دولت برای برقراری نظم وقانون اعمال می کند،تماما اعمالی هستند که در تعریف پرخاشگری می گنجد.

در واقع، پرخاشگری وسیله ای کودکانه است که گاهی بسیار خطرناک و زیانبار بوده وبه جای حل مشکل وکاستن از فشار وناراحتی، باعث درد سر و رنج تازه،برای شخص می شود.

نشانه های پرخاشگری

نشانه های پرخاشگری، متعدد است. از جمله این نشانه ها می توان به فحش دادن،پرتاب اشیاء،لگد زدن،جنگ وستیز کردن، شکسن اشیاء وضربه زدن،حمله به دیگران،دروغگویی، برهم زدن نظم،برانگیختگی بیش از حد،فرار از خانه ومدرسه،نگاههای تند وخشن،به هم فشردن دندانها وجیغ زدن،اشاره کرد.

نشانه های پرخاشگری در یک کودک پرخاشگر عبارتند از:

۱-ایجاد مزاحمت کردن وحالت دفاعی به خود گرفتن

۲- دیگرا ن را سرزنش کردن

۳- با کودکان دیگر به جنگ وستیز پرداختن

۴-نظم کلاس ومدر سه را به هم ریختن

۵-به دزدی ودروغگویی دست زدن

۶- از ررابطه خود با اطرافیان رضایت نداشتن

۷-از مدرسه ومعلم خاطره خوش نداشتن

۸-از بازگو کردن احساسات خود علیه والدین،وحشت داشتن وان را در مورد کودکان دیگر تلافی کردن.

علل پرخاشگری

– یادگیری؛ اجتماع به طفل یاد می دهد، چگونه پرخاشگری خودش را ظاهر سازد در اکثر جوامع پسرها بیش از دخترها تشویق به نشان دادن خشونت و پرخاشگری می شوند. غالب والدین انتظار دارند، پسرهایشان در زدوخورد با اطفال دیگر پیروز شوند.

رفتارهای خانوادگی؛ والدین از زمانی که کودک به دنیا می آید، بیش از هر چیز به سلامت او اهمیت می دهند آنها نهایت دقت خود را در انتخاب اسباب بازی به عمل می آورند، داروها و مواد شوینده را دور از دسترس کودکان قرار می دهند، اما مراقبت از کودک تنها این نیست که او را از خطرات و آسیب های فیزیکی و جسمانی در امان نگه داریم، بلکه علاوه برآن باید محیطی آرام و به دور از هرگونه اضطراب و تشویش نیز برای او فراهم آوریم.

انواع رفتارهای پرخاشگرانه

طبق نظر مویر(۱۹۷۶)، پاسخ های پرخاشگرانه انواع گوناگون دارد که محرکهای درونی وبیرونی مختلف، انها را بوجود می اورد.به دلیل همپوشی این طبقات،امکان تمایز میان انواع این رفتارهابه سهولت امکانپذیر نیست.لذا ین احتمال وجود دارد که رفتار پرخاشگرانه، حاصل تلفیقی از دو یا چند عامل زیر باشد:

۱-پرخاشگری خشمگینانه

این نوع پرخاشگری،نوع اصیل وشناخته شده ی پرخاشگری است.هنگامی که مردم کلمه پر خاشگری را می شنوند.این نوع خاص فورا به ذهن آنان متبادر میشود.این نوع پرخاشگری عموما با نشانه های از برانگیختگی هیجانی توام بوده وعلت ان غالبا درد یا ناکامی است. برای مثال،اگر دو موش را در قفس رها کنیم،سپس ضربه های برقی متنازب ومختصری به انان وارد شود،پس از ان،به یکدیگر حمله می کنند در این حالت، اگر حتی یک موش وجود داشته باشد،مثلا به عروسک حمله ور خواهد شد.

بروز ناکامی،عدم موفقیت در یک رفتار هدف گرا می باشد. برای مثال،پیشگیری از دستیابی حیوان به غذا معمولا باعث رفتار پرخاشگرانه می شود. کبوتری که یاد گرفته است برای دریافت دانه به کلیدی نوک بزند،اگر دانه ای دریافت نکند به کبوتر دیگر حمله خواهد کرد.

۲-پرخاشگری تجاوز کارانه

گاهی اوقات یک حیوان، آرام وپاور چین به حیوان گوشتخوار دیگری مانند شغال،گرگ ویا یکی از جانوران رده گربه سانان حمله می کند.البته تردید وجود دارد که این رفتار پرخاشگرانه باشد. بنابر این برچسب” جست وجوی غذا” احتمالا مناسب تر است.

کیو(۱۹۳۰) معتقد بود برخی از موجودات از طریق تقلید این رفتار را می آموزند. بچه گربه در صورتی در چهار ماهگی حمله وکشتن، موشها را فرا می گیرد که بتواند به طور طبیعی کشتن موشها توسط مادرش را ببیند.

۳-پرخاشگری ناشی از ترس

اگر با یک موضوع ترس آور به حیوانی نزدیک شویم، حیوان می ترسد واحتمالا شروع به پرخاشگری می کند. همچنین اگر حیوانی اهلی ورام،توسط حیوانی قویتر از خود،به گوشه ای رانده شود، در تنگنا قرار گرفته وبا خشونت، به حیوان قوی حمله می کند.

۴-پرخاشگری کنشگر

طبق نظر لیو(۱۹۶۷) ولوراس(۱۹۶۱) هر موجود زنده ممکن است به دلیل دریافت پاداش از انجام عمل پرخاشگرانه، به این رفتار مبادرت ورزد.بزرگسالان وکودکانی که به اظهار نظرهای خصمانه تشویق شده اند، تمایل به رفتار پرخاشگرانه در انان بیشتر دیده می شود.اشخاصی که برای کشتن، پول دریافت می کنند،نمونه ای از این نوع پرخاشگری هستند.

در انواع شرطی شدن کنشگر،نیازی نیست که برای تقویت رفتار پرخاشگرانه هر پاسخی را پیگیری کنیم،هنگامی که رفتاری آموخته می شود، پاداشها وتنبیه هایی گاه و بی گاه برای تثبیت ونگهداری آن کفایت می کند واین مسئله مخصوصا در پدیده ی پرخاشگری فرمانبردانه،کاملا روشن ومسلم است. در این نوع پرخاشگری،شخص به کسی حمله می کند ویا او را به قتل می رساند زیرا به وی دستور انجام آن ابلاغ شده است وبه دنبال چنین رفتاری پاداشی دریافت می کند که باعث تقویت رفتار می شود.

۵- پرخاشگری به منظور حفظ قلمرو

کردار شناسان این نوع از رفتار پر خاشگرانه را به صورت گسترده،موردبررسی ومطالعه قرار داده اند(لورنتس(۱۹۶۶)ایبسفلد (۱۹۷۰)).برای مثال، برخی از کردارشناسان معتقدند که هم انسان وهم حیوان به طور فطری پرخاشگرند،اما در حیوانات به مرور، مکانیسم هایی برای کنترل تکانه های پر خاشگرانه به وجود آمده، در حالیکه آدمیان فاقد چنین مکانیسم هایی هستند.لورنتس معتقد است، پرخاشگری غریزه ای فطری است که باید راهی برای خود پیدا کند. نسخه ای که او برای جامعه ی برخوردار از صلح وصفا تجویز می کند،متضمن ایجاد راههایی بی خطر برای ابراز پر خاشگری است؛مثل شرکت در مسابقه های ورزشی،گسترش قبیله وقلمرو،به نحوی که شامل افراد بیشتری شود، ونیز شناخت محرکهایی که رها سازنده پر خاشگری هستند؛مثلا وجود افراد درونگرای مورد تهدید یا برونگرای مورد نفرت وسرایت هیجان در گروهی از مردم خشمگین که به طور جمعی عمل می کنند.

۶- پرخاشگری نوع دوستانه

پر خاشگری یک پرنده یا محافظت مادری از فرزند خود ودفاع زنبوران سرباز از لانه خود،نمونه هایی از پرخاشگری نوع دوستانه هستند.مویر(۱۹۷۶)،اصطلاح پرخاشگری مادرانه را برای توصیف رفتار خشمگینانه ی ماده پستاندارانی استفاده می کند که خانه و کاشانه ی خود را در خطر می بینند.محققانی ،بررسی های مفصلی در خصوص رفتار نوع دوستانه انجام داده ومعتقدند که برخی از ابعاد اجنتماعی، مبانی ژنتیکی دارند و به طور طبیعی شکل می گیرند. از این دیدگاه چنین رفتاری صرفا برای بقای شخص نیست بلکه بقای گروه، هدف ومنظور اصلی رفتار پرخاشگرانه است.

۷-پر خاشگری ناشی از نر بودن

رابارتز(۱۹۶۸) معتقد است در بعضی از گونه ها، واکنش یک نر بالغ به نر بالغ ونا آشنای دیگر، واکنش خصمانه است. در واقع، حیوان دائما بدون تحریک حمله می کند.این رفتار از ان جهت با پرخاشگری مربوط به قلمرو، تفاوت دارد که در هر ناحیه ومنطقه ای روی می دهد. مطالعه بر روی موشها نشان داده است، محرکی که باعث حمله می شود،بوی حیوان نر دیگری است که اگر این بو به هر طریقی مثل عمل جراحی یا استفاده از نقاب را از بین برود، احتمالا حمله ای صورت نخواهد گرفت.

انواع پرخاشگری از لحاظ تعداد افراد

۱-پرخاشگری شخصی

کودک،نوجوان یا جوان نسبت به افراد بالغ یا هم سن خود،پرخاشگری نشان می دهد.این حملات،بصورت شخصی است،شخص سعی در پنهان کردن اعمال خشونت آمیز خود ندارد ومعمولا در جمع بصورت شخصی گستاخ وبیش از حد به خود مطمئن وبی رحم، نسبت به اطرافیان وهمسالان شناخته می شود. این شخص نسبت به اولیای مدرسه وافراد خانواده،گستاخ است وبدون دلیل ،مرتبا دروغ می گوید؛ به تنهایی دست به فرار از منزل یا مدرسه می زند؛ با دیگران دوست نمی شود ویا تک دوست دارد؛ رفتار خود را از دیگران پنهان نمی کند؛ اگر مورد بازخواست قرار گیرد؛گناه خود را به گردن دیگران می اندازد؛ در کارهای جمعی همکاری نکرده وبا افراد کوچکتر از خود،قلدری می کند.

۲-پرخاشگری جمعی

در این پرخاشگری، شخص پرخاشگری خود را به صورت گروهی نشان می دهد،نسبت به گروه خود وفادار است،رفتارهای ضد اجتماعی از خود نشان می دهد؛ دوستانی از سنین خود انتخاب می کند وبه صورت جمعی به کتک کاری مبادرت می ورزند،در صورت دزدی،دوستان خود را لو نمی دهد؛ چنین شخصی،دچار افت تحصیلی بوده وبعضی از علایم روان رنجوری،نظیر اظطراب وافسردگی را از خود بروز می دهد؛ معمولا دوستان متعددی دارد ودر مقابل رفتارهای نامناسب خود، احساس پشیمانی کاذب دارد.

مقایسه سبک های مختلف رفتار:پرخاشگری،کمرویی، ابراز وجود

پرخاشگری تهدید کردن یا نادیده گرفتن حقوق دیگران است که به شیوه ای خصانه، با هدف گرفتن امتیاز ودفاع از حقوق خود بروز می کند افراد پرخاشگر سعی می کنند نیازها و خواسته های خود را از طریق سلطه گری، توهین وتحقیر دیگرا ن برآورده کنند.پرخاشگری،نشان دهنده(( فقط به فکر خود بودن)) و(( به حقوق وخواسته های افراد دیگر اهمیت ندادن)) است.

ویژگیهای سبک پرخاشگری عبارتند از: صحبت کردن پیش از اتمام یافتن صحبت های دیگران،بلند وتهاجمی حرف زدن،خیره شدن به طرف مقابل،کنایه زدن، اتهام زدن،سرزنش وتحقیر کردن،ابراز کردن خشن وشدید احساسات وعقاید، بالاتر دانستن خود و رنجاندن دیگران برای جلو گیری ازرنجش خود.هدف افراد پرخاشگر،برند شدن بدون رعایت حقوق دیگران است.

افراد ،غالبا زمانی که احساس می کنند مورد تهدید یا بی حرمتی واقع شده اند، به پرخاشگری متوسل می شوند.یعنی خشم آنقدر افزایش می یابد که به صورت پرخاشگری ابراز می شود. شاید یکی دیگر از دلایلی که افراد رفتار پرخاشگرانه را انتخاب می کنند این است که قهرمانان فیلم ها وداستان ها از طریق اعمال پرخاشگرانه خود، به بهترین چیز ها دست می یابند.در صورتی که در زندگی واقعی، این قهرمانان افرادی تنها ومنزوی هستند وقادر به برقراری ارتباط طولانی با دیگران نیستند. رفتار پرخاشگرانه ممکن است در دنیای داستان ها، فیلم هاوبرنامه های تلویزیونی معطوف به کامرواسازی فوری وراه حل های مقطعی،موفق به نظر برسد اما در دراز مدت پرخاشگری، انسان را از دیگران بیگانه ساخته وبه صورت افرادی بدگمان،ترسو ومتخاصم در می اورد.

افراد اغلب،تفاوت بین خودخواهی واحقاق حقوق خود را نمی دانند.رفتار پرخاشگرانه عملی خودخواهانه است.چون هدف ان براورده ساختن نیاز خود بدون توجه به خواسته های دیگران است. ولی جرات ورزی، نشان دهنده انعطاف پذیری واهل مذاکره وگفتگو بودن افراد ومشخص کننده متعهد بودن افراد به مراقبت از خود است.

ابراز عقاید،بیان احساسات ودفاع از ارزش های خود هرگز به منزله خودخواهی نیست.افرادی که ما را به خاطر ابراز عقاید ودفاع ار حقوق خود بی ملاحظه وخودخواه می نامند،پرخاشگرانه عمل می کنند ومی کوشند در افراد احساس گناه ایجاد کنند.زمانی که به خودخواهی وبی ملاحظه بودن متهم می شویم وسوسه بی جراتی وتسلیم شدن،در ما قوت می گیرد ولی باید تسلیم این وسوسه ها نشد،زیرا بی جراتی در واقع،نوعی شانه خالی کردن است.وقتی فاقد جرات ورزی هستیم، باید بتوانیم در مقابل تلاش دیگران برای تغییر دادن یا تسلیم کردن،مقاومت کرده وانتقادات ومخالفت های انها را تحمل کنیم.چون هرچه بیشتر منصفانه وسنجیده عمل نماییم، عزت نفس مابیشتر می شود.همراهی وهمفکری دائمی با دیگران به علت ترس از مخالفت با انان،عدم بیان خواسته های مشروع خود، مهم تر شمردن حقوق دیگران،حساسیت واظطراب زیاد در جمع،زود رنجی،احساس تنهایی وحقارت، از عوارض وپیامدهای نامطلوب رفتارهای حاکی از عدم ابراز وجود است.

مردم،افراد پرخاشگر را ناسازگار،زور گو، سلطه گر وغیر خویشتندار می دانند. اگرچه اینگونه افراد گاهی با نهیب زدن وترساندن دیگران، می توانند حرف خود را به کرسی بنشانند، اما باعث می شوند تا دیگران از انها بیزار وگریزان شوند.در عین حال این سبک،دیگران را هم پرخاشگر می کند، به گونه ای که گاهی پرخاشگری کلامی به پرخاشگری جسمی مبدل می شود. از سوی دیگر، عدم ابراز وجود باعث می شود تا دیگران اشخاص فاقد ابراز وجود را موجودی ضعیف بدانند وفکر کنند که به سادگی می توانند انها را فریب دهند،در نتیجه انان اغلب از زندگی خود ناراضی هستند نمی توانند به اهداف خود دست یابند.دیگران هم کمتر به انها اعتماد می کنند وانان را افراد نالایقی می نمایند. اما اشخاصی که اهل ابراز وجود هستند،کنترل بیشتری بر زندگی خود دارند واغلب، از روابط خود رضایت داشته وبه اهداف خویش می رسند.مردم هم به انها اعتماد بیشتری دارند وبرایشان احترام زیادی قائلند.زیرا انها را شخصیت هایی محکم وثابت قدم می دانند.

راههای رفع پرخاشگری

آموزش کنترل پرخاشگری به وسیله خانواده؛ والدین به منظور آموزش کنترل پرخاشگری، خودشان هنگام خشمگین شدن باید بتوانند جلوی خشم خود را بگیرند و زمانی که با فرزند خود وارد بحث جدی می شوند کنترل کافی بر خود داشته باشند.

روش دیگر این است که دختران و پسران خود را تشویق به داشتن رقابت های سالم ورزشی و عضویت در انجمن های فرهنگی نمائیم. شرکت در مراسم های مذهبی، گروههای موسیقی، نقاشی، بازی های جمعی و از این قبیل می تواند آرامش و روحیه گروهی را در کودک تقویت کرده و از پرخاشگری احتمالی او بکاهد.

– نسبت به فرزند خود عشق و علاقه نشان دهیم؛ کودکان نیازمند عشق وعلاقه هستند. آنها خواهان داشتن روابطی گرم و صمیمانه با والدین و اعضای خانواده خود می باشند. کودکان دوست دارند از بودن در جمع خانواده خود احساس امنیت و آرامش کنند، تا بتوانند با اعتماد به نفس کافی در زندگی گام بردارند.

– هیچ گاه از راهنمایی کودکان دریغ نکنید؛ کودکان همواره نیازمند حمایت، تشویق و راهنمایی های والدین و سایر اعضای خانواده خود هستند. به کودکان خود بیاموزیم که در مقابل رفتارهای تند و خشن دوستان خود، چه عکس العملی از خود نشان دهند. به آنها بفهمانیم که رفتارهای خشونت آمیز مورد تایید هیچ کس نیست و آنها را از دوستی با افراد پرخاشگر برحذر داریم.

– هیچ گاه در محیط خانه پر خاشگری نکنیم؛ خشونت در محیط خانه می تواند آسیب های جبران ناپذیری به کودکان وارد آورد. کودکان به محیطی امن و عاری ازخشم و خشونت برای رشد احتیاج دارند. کودکی که درخانه شاهد خشونت وپرخاشگری است، الزاما خشن و پرخاش جو نمی شود، ولی استفاده از خشم وعصبانیت را برای حل مشکلات زندگی آینده خود، امری عادی و طبیعی قلمداد خواهد کرد.

به کودکان کمک کنیم تا جلوی خشم و خشونت خود بایستند؛ والدین می توانند با حمایت فرزندان خود نحوه ی مقابله با خشونت را به آنان بیاموزند و به آنان یاد دهند که چگونه با پاسخ های محکم و جدی خود جلوی رفتار تهدیدآمیز دیگران بایستند. سعی کنیم به آنها بیاموزیم که مقاومت در برابر خشونت یکی از صفات برجسته انسانی است.

خطرات پرخاشگری

پر خاشگری ممکن است موجب ایجاد خطر برای شخص پرخاشگر ودیگران شود و او را دچار آثار و عوارضی چون وجود حالت نگران کننده، تنفس سریع ونبض تند،کند؛ که بسیار خطرناک است یعنی افراد در مواقع پرخاشگری ممکن است به خود صدمه زده وجسم و روان خود را آزار دهند. همچنین اختلال در دستگاه گوارشی، فشارهای وجدانی پس از اعمال خشونت وفرسودگی های بیش از حد بدن، از مسائلی نیست که برای بدن مفید باشد. از طرفی دیگران نیز با خطراتی مواجه هستندواز طرف افراد پرخاشگر مورد صدمه قرار می گیرند.مثلا کتک می خورند؛ سرزنش می شوند،مورد تحقیر واستهزاء قرار می گیرند وعوارض منفی وزیانبار بسیاری را تحمل می کنند.شخص پرخاشگر آنگاه که عقده گشایی می کند،چه بسا صدمه ای غیر قابل جبران به افراد وارد کند وحتی موجب نقص عضو شود. پایان

منبع: وب سایت ویکی پدیا. کتاب مدیریت پرخاشگری ازدکتر عباس صادقی، محسن مشکبید حقیقی.

انتهای پیام/س

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *