حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید: هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 24 ربيع ثاني 1443 Monday, 29 November , 2021 تعداد دیدگاهها : 260×

سر خط اخبار

حجت‌الاسلام محمودی: تولید محتوای فاخر بومی رسالت نخبگان در فضای مجازی است امیرعبداللهیان: هدایت سکان فضای مجازی را به بیگانگان نسپاریم سپاه نیرومند ما یکبار دیگر قدرت و اقتدار نظام اسلامی را به رخ جهانیان کشید وضعیت فعلی ایستگاه راه آهن قرچک در شأن مردم نیست دستگاه‌های استانی برای توسعه اشتغال و رونق تولید در شهرک صنعتی قرچک بیشتر تلاش کنند گشت و پایش پسماندسوزی در قرچک فرماندار قرچک: ارتقای درجه فرماندهی انتظامی قرچک در دست پیگیری است اصلاح ساختار بانک ها تاثیر بالقوه ای در نشکلات اقتصادی دارد کاغذ وارداتی تیشه‌ای بر ریشه تولید داخلی شهرداری وظیفه دارد نسبت به ساماندهی دستفروشان اقدام کند امنیت زیر چتر رأفت و قدرت مجلس عهده‌دار اصلاح امور برگ سبز مالکیت خودرو است هیچ توطئه‌ای را برنمی‌تابیم و دشمنان را از کرده خود پشیمان می‌کنیم. خطیب نماز جمعه قرچک : مسئولان با روحیه روزگاران دفاع مقدس در جهت رفع مشکلات کشور تلاش کنند ایجاد ۱۵۶ فرصت اشتغالزایی مستقیم در روستاهای قرچک در ۶ ماهه امسال

مستندساز و خبرنگاری که شهید مدافع حرم شد / ماجرای معجره حضرت زهرا(س) در نبرد مدافعان حرم با داعش
۰۳ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۳
شناسه : 77986

برادر شهید ارغوانی گفت: برادرم روز ۲۳ بهمن سال ۹۴ رفته بود تا به برخی از نیروهای سوری و ایرانی که محاصره شده‌اند، کمک کند و در این مسیر تیر می‌خورد و به شهادت می‌رسد.

ارسال توسط :
پ
پ

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر قرچک آنلاین; شهید تقی ارغوانی یکی از کارمندان روابط‌عمومی شهرداری منطقه ۲۱ تهران بود که برای دفاع از حریم اهل بیت علیهم‌السلام چندی پیش داوطلبانه عازم سوریه شد و توسط نیروهای تروریستی و تکفیری به شهادت رسید. شهید ارغوانی نخستین شهید مدافع حرم شهرداری تهران و نخستین شهید شهرک وردآورد تهران محسوب می‌شود. او همچنین یکی از عکاسان خبری بود که به‌صورت افتخاری با خبرگزاری‌های کشور در موضوعات مختلف همکاری داشت. شهید تقی ارغوانی فرمانده گردان بیت‌المقدس پایگاه شهید یزدی حوزه ۲۰۵ ناحیه میثم تمار در منطقه ۲۱ تهران بود. از این شهید یک پسر ۱۴ ساله به یادگار مانده است. برای آشنایی بیشتر با این شهید و سبک زندگی وی گفت‌وگویی با «صادق ارغوانی» برادر این شهید داشتیم که در ادامه با هم می‌خوانیم:

 

* تهران نیوز: شهید متولد چه سالی بود و تحصیلاتش در چه زمینه‌ای بود؟

شهید متولد دوم خرداد سال ۵۳ بود و دارای مدرک فوق‌دیپلم بود.

 

* تهران نیوز: از لحاظ اخلاقی دارای چه ویژگی‌هایی بود؟ چه شاخص‌های بارز اخلاقی داشت؟

او بزرگترین فرزند خانواده بود. در زمان جنگ تحمیلی به‌واسطه این‌که دایی ما مسئول و بانی یکی از حسینیه‌ها بود و در آن محل برای اعزام به جتگ و جبهه ثبت‌نام می‌کردند و شهید ارغوانی نیز در آنجا و رفت و آمد داشت، برای حضور در جبهه ثبت‌نام کرد اما مانع از حضور وی در جبهه به‌دلیل سن کمش شدند، زیرا در آن زمان حدود ۱۳ سال داشت. از این قضیه بسیار ناراحت شد و از آن هیئت و حسینیه دل کند و دیگر حضور پیدا نکرد.

دایی ما مجدداً با شهید صحبت کرد و وی را به سمت مسجد جامع امام حسین علیه‌السلام که در شهرک ما بود، سوق داد، در این مسجد در فعالیت‌هایی همچون گروه سرود و … شرکت کرد و کم‌کم عاشق فضای آن مسجد شد و در آن محیط به شدت فعالیت کرد.

 

* فعالیت‌های فرهنگی در مسجد

در فعالیت‌های مرتبط با مسجد با امور تهیه بنر و همچنین سیستم‌های صوتی آشنا شد به‌طوری که در مسجد لقب وزیر صوت را به شهید داده بودند و هر جا کار صوتی می‌خواستند، انجام بدهند، برادرم حضور پیدا می‌کرد و انجام می‌داد.

در شهرک محل سکونت ما کلوپ یا نوارخانه‌ای وجود داشت که به ارائه نوارهای مذهبی همچون نوحه‌های آهنگران مشغول بود و شهید تقریباً همه کاره آن کلوپ بود و در کنارش به تبلیغات هم مشغول بودند و بنرهای لازم برای مسجد را طراحی و چاپ می‌کردند و در ادامه این فعالیت‌ها نیز در زمینه عکاسی و فیلمبرداری نیز شهید وارد شد و مادرم نیز به جهت علاقه شهید به این امر، یک دوربین عکاسی برای وی تهیه کرد و شهید کم‌کم به این حرفه بسیار علاقه‌مند شد.

زمانی که به سن یک جوان ۲۶ و ۲۷ ساله رسیده بود، خانواده نگران این می‌شوند که با توجه به حضور دائم در مسجد و پایگاه بسیج از زندگی و کار غافل شود که با کمک خانواده یک دوربین حرفه‌ای‌تر و دستگاه ضبط فیلم تهیه کرد و در مجالس مختلف با همکاری من و خواهرم به تهیه فیلم پرداخت اما به جهت نامناسب بودن این کار به‌دلیل برخی مسائل اعتقادی از آن جدا شدیم و شهید در یک شرکت تلفنی مشغول به کار شد و بعد در یک شرکت پخش دارو و در نهایت در شهرداری مشغول به کار و فعالیت شد.

 

* تهران نیوز: بحث اعزام به سوریه چگونه رخ داد؟

برادرم در زمان عقد به‌همراه همسرش، یک مرتبه عازم سوریه برای زیارت شده بود و بعد از جنگ هربار که تلویزیون صحنه‌ای از سوریه را نمایش می‌داد به همسرشان می‌گفت که این همان منطقه‌ای است که ما رفتیم و همواره به‌دنبال این امر بود تا در این منطقه حضور پیدا کند و کمک‌رسانی کند تا این‌که یکبار در مسجد بودیم و یکی از دوستان نزد ما آمد و گفت حلالم کنید، ما سئوال کردیم کجا می‌روید؟ ، نگفت تا این‌که پرس و جو کردیم و گفتند عازم سوریه هستند.

برادرم بسیار عصبانی شد که چرا به ما خبر نداده بودند و نوعی پارتی بازی کردند و تبعیض قائل شدند و این افراد اعزام می‌شوند و مجدد شب با وی تماس گرفتم و گفت صادق من فردا به لشکر می‌روم اگر می‌خواهی تو هم بیا که صبح هردو به آنجا رفتیم و با حضور مسئولان فرم‌های لازم را پر کردیم و با فرمانده هم صحبت کردیم تا در اعزام‌های بعدی ما را راهی کنند و در حیاط نیز دوستان ما کم‌کم سوار اتوبوس‌ها شدند تا راهی شوند و حتی از دوستان من فیلمبرداری کردم.

آن گروه از دوستان ما اعزامشان به تاخیر افتاد و شهید در همین زمان بارها نزد فرمانده لشکر رفت و با اصرار فراوان خود را راهی سوریه کرد.

من تماس گرفتم تا جویا شوم وضعیت اعزام را شهید خبر داد که من بسیار پیگیری کردم و راهی هستم تو هم باید خودت پیگیری کنی و به هر نحوی بود، برادرم اعزام شد که بعد من هم گفتم شاید واقعاً قسمت ما نیست!

 

* تهران نیوز: چه سالی اعزام شد؟ و چه سالی به شهادت رسید؟

نخستین بار سال ۹۴ اعزام شد اما در دومین مرتبه اعزامش به شهادت رسید. نخستین بار که اعزام شد، در خانواده فقط من خبر داشتم چون ما با هم قضیه را پیگیری می‌کردیم. تقریباً چهل و پنج روز شهید در سوریه بود، بعد از آنجا تماس می‌گرفت اما به جهت رعایت مسائل امنیتی خیلی حرف‌های دقیقی نمی‌زد و به حرف‌های معمولی مانند احوال‌پرسی می‌پرداخت.

بعد از نخستین اعزام، مراسم عقد من برگزار شد و من همواره به شهید می‌گفتم که مجدد برای اعزام باید من را هم همراه خودت ببری و شهید اطمینان خاطر می‌داد که همین کار را خواهد کرد. اما یک مرتبه که در ماه رمضان افطار منزل مادر همسرم دعوت بودیم از شهید خبر آوردند که در پادگان در حال گذران مراحل آموزشی برای اعزام دوم است که من بسیار ناراحت شدم که مرا با خود نبرده است به پادگان رفتم و با شهید و فرمانده صحبت کردم اما فرمانده نپذیرفت و من از این قافله جاماندم تا این‌که بعد ۱۸ روز از اعزام دوم، برادرم به شهادت رسید.

 

* تهران نیوز: چه تاریخی و چگونه به شهادت رسید؟

روز ۲۳ بهمن سال ۹۴ به شهادت رسید و براساس آن چیزی که من از دوستان شنیدم، مأموریتی به شهید سپرده می شود تا به برخی از نیروهای سوری و ایرانی که محاصره شدهاند، کمک کنند و شهید داوطلب می‌شود تا به کمک رود و در این مسیر تیر می‌خورد و به شهادت می‌رسد.

 

* تهران نیوز: فرهنگ دفاع مقدس در روحیه شهادت طلبی و ایثارگری شهید چه آثاری داشت؟

برادرم به جهت تخصصی که در زمینه عکاسی و فیلمبرداری داشت، در زمینه اعزام کاروان‌های راهیان نور و تهیه مستند از آن‌ها بسیار فعال بود و خادمی این فضاها را می‌کرد و از کاروان‌هایی که از سوی شهرداری اعزام می‌شد، مستند و گزارش تهیه می‌کرد و خود در این راه هم فیلمبردار و هم خبرنگار بود.

 

* تهران نیوز: زمینه فعالیتش در شهرداری چگونه بود؟

شهید در بخش سمعی و بصری مشغول فعالیت بود و در زمینه اردوهای راهیان‌نور و حتی موکب شهرداری برای مسیر نجف تا کربلا پیاده‌روی اربعین به مستندسازی می‌پرداخت.

 

* تهران نیوز: سربازان و ایثارگران و شهدای مدافع حرم را امروزه سربازان امام زمان عجل‌الله می‌دانند کسانی هستند که در عصر غیبت در مسیر امام زمان عجل‌الله که دفاع از مظلوم است، حرکت می‌کنند این قطعاً نشأت گرفته از یک تربیت پدر مادر است، شهید با چه معیارهای تربیتی رشد پیدا کرده بود؟

مادرم همواره می‌گفت زمانی که شهید به جهت ممانعت از حضور در دفاع مقدس از حسینه زده شد، بسیار نارحت بودم اما زمانی که به‌واسطه دایی‌مان به مسجد جامع وردآورد رفت بسیار خوشحال شدم و همواره مادرم برای تهیه نان با وجود فاصله بسیار مسجد تا منل و البته وجود نانوایی نردیک به منزل، به نانوایی روبروی مسجد می‌رفت تا برادرم را در مسجد مشاهده کند و به حضور وی در آن فضا افتخار کند.

برادرم در خانواده مذهبی تربیت و رشد یافت و پدر بزرگ و مادربزرگ ما بانی هیئت‌ها و عزاداری برای امام جسین علیه‌السلام بودند و پدر و مادر ما نیز اهل مسجد بودند و ب تبع آن‌ها نیز ماهم به مسجد می‌رفتیم و این زنجیره ادامه پیدا کرد تا شهید در پایگاه بسیج مسجد حاضر شد و به فعالیت پرداخت.

 

* تهران نیوز: خاطره‌ای از حضور شهید در میدان نبرد سوریه دارید؟

برادرم، بعد از نخستین باری که از سوریه برگشت، تعریف می‌کرد که من تیربارچی بودم و یک مأموریتی به ما که یک گروه حدوداً ۳۰ نفره بودند سپردند که باید بروید فلان نقطه مستقر شوید، یک تپه‌ای بود، بنا کردند به توزیع سربند که شهید به جهت علاقه بسیار به حضرت زهرا سلام‌الله علیها دعا می‌کند که ان‌شاء‌الله سربند حضرت زهرا سلام‌الله علیها به وی برسد که همان‌طور هم می‌شود و بعد می‌گفت ما به ستون حرکت کردیم تا به آن نقطه برسیم. قرار بود در آن منطقه مستقر شویم منتها نباید درگیر می‌شدیم.

شهید تعریف می‌کرد که به یک جایی رسیدیم که در تیررس تک تیراندازهای دشمن قرار گرفتیم و من چهارمین نفر بودم، سه نفر اول را رد کردند و بعد هم من را رد کردند اما از نفر پنجم به بعد ماندند، ما به مسیر ادامه دادیم اما بعد دیدیم که نیروهایی که عقب ماندند را زیر رگبار گرفتند و چند نفر مجروح شدند و ستون دو تکه شد و ما در آن منطقه مستقر شدیم که سمت راست نیروهای خودی بودند و سمت چپ نیروهای داعشی. هوا بسیار گرم بود، کلاه و سربندم را بازکردم تا کمی عرقم را خشک کنم که به محض برداشتن سربند، به یک باره قیامت شد و صدای گلوله از کنار گوشم گذشت، به ترکی در دلم گفتم یا حضرت زهرا سلام‌الله علیها اشتباه کردم و مجدد سبند و کلاه را برسرم گذاشتم که انگار همه جا ساکت و آرام شد.

 

* تهران نیوز: ارتباط و توسل شهید به امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف چگونه بود؟

برادرم زمانی که در فعالیت‌های مختلف مسجد حضور داشت و به تبلیغ و کارهای صوتی مسجد مشغول بود، همواره برنامه ویژه‌ای برای نیمه شعبان داشت و در زمینه تهیه پرچم، بنر و … برای میلاد امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف تلاش بسیاری داشت و شهید بسیار به امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف ارادت داشت و معتقد و دوست‌دار ولایت‌فقیه بود.

انتهای متن/*

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت قرچک آنلاین منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.