اصول و معیارهای انتخاب همسر

ازدواج و انتخاب همسر ابعاد و معیارهایی دارد که رعایت این ابعاد ومعیارها تا حدود زیادی سلامت ازدواج را تضمین می کند.

به گزارش قرچک آنلاین; ازدواج و انتخاب همسر ابعاد و معیارهایی دارد که رعایت این ابعاد ومعیارها تا حدود زیادی سلامت ازدواج را تضمین می کند.
اصل همسانی دختر و پسر در ازدواج یک اصل مهم و اساسی است چون می گویند:
کبوتر با کبوتر ، باز با باز –کندهمجنس با همجنس پرواز .
فضای ازدواج فضای همراهی زوجین برای چند دهه است.ازدواج عملکرد است، در فضای همراهی دختر عملکرد خود را می ریزد وسط و پسر عملکرد خود را می ریزد وسط.
ازدواج رشد دادن است. مرد برای رشد خود و همسرش تلاش می کند و زن برای رشد خود و شوهرش. به عبارت دیگر ازدواج تنها، نهادی است که پاسخگوی بسیاری از نیازهای جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی، والد شدن و بقای نسل است.
اصول و معیارهای انتخاب همسر به شرح ذیل می باشند:
۱. تطابق و تناسب سنی دختر و پسر
فاصله سنی ۳ تا ۵ سال و گاها تا ۷ سال در صورتی که پسر بزرگتر باشد قابل قبول است و این فاصله را پر می کند. چون دختران ۳ تا ۵ سال زودتر از پسران به بلوغ روانی وعاطفی می رسند.از طرفی این فاصله و میزان آن به ویژگیهای روانی، عاطفی و شخصیتی دختر بستگی دارد.با توجه به این شرایط هم سن گزینیزیاد توصیه نمی شود چون تعادل ارتباط بهم می خورد. از این رو فضای همراهی ممکن است دستخوش تغییر شود.
شایان ذکر است که پسران زودتر از دختران به بلوغ اجتماعی میرسند. هم چنین در بلوغ ذهنی دختر و پسر با هم تفاوتی ندارند.
نکته مهم :
فاصله سنی زیاد بین دختر و پسر می تواند برای هر دو نفر فضای همراهی را دچار مشکل نماید.هر چند در سال های اول ازدواج ممکن است این مسائل جندان خودش را نشان ندهد اما در سالهای بعد بطورجدی زوجین را بهم درگیر می کند.به عبارتی این فاصله دردهه ۲۰ تا ۳۰ سالگی زیاد محسوس و ملموس نیست. اما در دهه ۳۰ تا ۴۰ سالگی در زنان بیشتر خودش را نشان می دهد. چون زنان در این دهه به علت زایمان و شرایط سنی ممکن است دچار تغییرات محسوس جسمانی شوند و این فاصله سنی جذابیت جسمانی و ظاهری زن را کاهش می دهد.
از طرفی تفاوت سنی در سنین پایین تر مشکلات بیشتری را ایجاد می کند تا در سنین بالاتر . مثلاً تفاوت سنی یک مرد ۳۵ ساله با یک دختر ۲۰ ساله مشکلات بیشتری را ایجادمی کند تا تفاوت سنی یک مرد ۵۵ ساله با یک خانم ۴۰ ساله . چون پختگی و سطح تجربیات زوج اول در مقایسه با زوج دوم کمتر است.
نکته مهم :
حال اگر از همسر خود بزرگتر باشید چه اتفاقی می افتد:
اینکه چقدر بزرگتر باشید مهم است. در چنین شرایطی باید سایر معیارها را چک کرد مانند : تحصیلات، خانواده، شخصیت ، درآمد و … . چون معدل معیارها مهم است که به حد قابل قبولی برسد.
اگر فاصله زیاد باشید در چنین شرایطی:
ممکن است رابطه دختر و پسر بطور ناخودآگاه رابطه مادر- فرزندی /پدر – فرزندی پیدا کند.
لذا بجای عشق زناشویی، عشق مادر – فرزندی/ پدر- فرزندی جایگزین می شود که تاثیر مخربی بر رابطه زوجین می گذارد. در این رابطه به علت تفاوت سنی امکان دارد که یکی حوصله دیگری را نداشته باشد. چون آنی که کوچکتر است هنوز با مسائلی درگیر است که آنی که بزرگتر است مدتها پیش آنها را پشت سر گذاشته است.در این رابطه فرد بزرگتر قدرت بیشتری پیدا می کند و وسوسه می شود که همسر خود را کنترل کند تا دست به کارهای ناپخته و حساب نشده نزند.
اگر از همسر خود جوانتر باشید:
این امکان وجود دارد که به او به عنوان یک الگو و آموزگار نگاه کنید لذا در مقابل او احساس ضعف و حقارت کنید چون همسر شما بزرگتر از شماست تجربه بیشتری دارد فرد بطور ناخودآگاه تحت تاثیر قرار گرفته و احساس می کند که همسرش از او بهتر است و بهترمی فهمد.در این رابطه فرد بزرگتر قدرت بیشتری پیدا می کند و وسوسه می شود که همسر خود را کنترل کند تا دست به کارهای ناپخته و حساب نشده نزند.این امکان وجود دارد که برای همسر خود نقش کودک را بازی کنید. به نصیحت های او گوش دهید و از او بخواهید که به شما بگوید چه بکنید وچه نکنید. به این نوع از ارتباط می گویند؛ رابطه والد- کودک / معلم – دانش آموز
۲. تناسب و تطابق خانوادگی
یکی از ابعاد مهم ازدواج بعد خانواگی ازدواج است. از این رو تناسب و توافق نسبی خانواده های دو طرف مهم است.هر دختر و پسری نتیجه تربیت یک خانواده است . شناخت خانوادگی طرفین مهم است.اینکه پدرش کیست، مادرش کیست، نوع روابطشان، سطح تحصیلات پدر و مادر، درآمد، فرهنگ و خرد فرهنگ خانواده، تعداد اعضای خانواده، سابقه طلاق و جدایی و …قابل بررسی و شناخت است.
یادمان نرود همراهی خانواده مهم است.چون ازدواج صرفا پیوند بین دو نفر نیست. ازدواج پیوند بین دو خانواده است. دو طایفه، دو نسل و دو قوم است. از این رو همراهی و رضایت والدین در پایداری ازدواج نقش مهمی دارد.سابقه بیماری های جسمانی در خانواده، ناباروری و مسائل ژنتیک نیز مهم است.
۳. تناسب و تطابق جسمانی دختر و پسر
تطابق جسمانی، تناسب اندام و تطابق وزن برای انتخاب همسر نکته مهمی است.اگر وضعیت جسمانی وظاهری دختر و پسر با هم تناسب داشته باشد رابطه را پایدار تر می کند.شاید در ابتدا بگوئیم که بعد جسمانی زیاد مهم نیست ولی در ادامه زندگی در برانگیختگی و کشش جسمانی برای مرد و زن مهم خواهد بود.
یک نکته مهم در بعد جسمانی؛ جذابیت های ظاهری دختر و پسر است. برای مردان جذابیت ظاهری و زیبائی زن در اکثر موارد جزء اولویت اول است.به عبارت دیگر مردان دیداری/بصری هستند.آقایان از زیبائی شروع می کنند و بلافاصله وارد زیبائی می شوند. البته، زیبائی یعنی داشتن خصوصیات حد وسط؛ زیبائی یعنی هارمونی در هماهنگی بین اجزای یک تصویر.
برای زنان جذابیت شخصیتی و اجتماعی مهم است. مانند: طبقه اجتماعی، موقعیت اقتصادی، شان و منزلت اجتماعی، منزلت و اعتبار، اصالت خانوادگی، تحصیلات، شغل، قومیت و مذهب، زبان و فرهنگ، در اولویت اول است. جذابیت ظاهری و جسمانی در اولویت بعدی است.
۴. تطابق و تناسب عاطفی بین دختر و پسر
اینکه دختر و پسر به این نکته مهم رسیده باشند که بدانند برای چه می خواهند ازدواج کنند. آیا به بلوغ عاطفی رسیده اند. آیا توان همراهی با یکدیگر را دارند. آیا می توانند پاسخگوی نیازهای عاطفی هم باشند؟
مساله سن ازدواج در این بعد خیلی مهم است.اینکه نسبت به رفتارهای خود آگاهی و شناخت داشته باشند و خواسته‌ها ونظرات خود را قاطعانه بیان کنند.
۵.تناسب و تطابق اخلاقی
اینکه دختر و پسر از نظر اخلاقی ، خلق و خوی شان بهم نزدیک باشد.
ملاک های مورد توافق طرفین: صداقت، وقاداری و تعهد، حساسیت ، خونگرمی، مهربانی، ملایمت، صبر و شکیبائی، متانت و سنگینی و … می باشد.
اما علیرغم همه ی این موارداولین ملاک برای دختر دوست داشتن است نه چیز دیگر. ممکن است از پسر بپرسد احساس شما نسبت به من چه هست ؟ اگر پسر جواب بدهد من هیچ احساسی ندارم . دختر جواب نه می دهد.
۶. تطابق و تعادل روانی، شخصیتی دختر و پسر
نگرش و بینش طرف مقابل به زندگی مثبت است یا منفی؟ آیا خودش را دوست دارد یا نه؟ آیا از اعتماد به نفس کافی برخوردار است یا نه ؟ اهداف فعلی و آینده او چیست؟ آیا نسبت به آنچه هست، افتخار می کند؟ چقدر نسبت به مسائل مسئولیت پذیر و انعطاف پذیر است؟ راجع به استقلال و یا وابستگی به خانواده چگونه فکر می کند؟
۷. تطابق و تناسب فرهنگی بین دختر و پسر
شرایط فرهنگی، آداب و رسوم دو خانواده بهم نزدیک باشد.
ترجیحاً توصیه می شود برای تطابق فرهنگی، اگر دختر و پسر از یک فرهنگ باشند فضای ازدواج بهتر جواب می‌دهد. چرا که نحوه معاشرت، روابط درون خانوادگی، روابط اجتماعی، تربیت فرزندان و … متاثر از فرهنگ است.
۸- تطابق و تناسب اقتصادی فرد و خانواده
شرایط اقتصادی و مالی خانواده در فضای شکل دهی شخصیت دختر و پسر نقش بسزائی دارد. در نوع نگاه اش به زندگی، به آینده و تصمیمات اش، در برنامه ریزی‌های زندگی و … تناسب خانوادگی بهتر به پایداری و استقلال زوجین کمک می کند.
از طرفی داشتن شغل مناسب، درآمد کافی، در صورت امکان داشتن سقف برای زندگی مهم است.
۹. تطابق و تناسب اعتقادی ، ارزشی و معنوی
تطابق و تناسب فردی و خانوادگی در مسائل اعتقادی و ارزشی نقش مهمی در پایداری رابطه زوجین دارد. از این رو عدم تناسب در این بعد می تواند فضای زندگی را دستخوش اختلال کند.
یکی حجاب را چادر می داند اما دیگری حتی مانتو را هم قبول ندارد. یکی زندگی مرفه را در تعارض با مذهب می‌بیند دیگری نمی بیند. یکی مسافرت به مشهد و عتبات عالیات را می پسندد و دیگری دریا ، جنگل ، کیش و اروپا و… را.
در ابتدا روی مفاهیم کلی مذهب بحث نشود، به نمودها ، مصادیق و موارد واقعی اشاره کنیم. تطابق هوشی در این بعد قابل ارزیابی است.
۱۰. تناسب سطح سواد و تحصیلات
هرچه دختر و پسر از نظر معلومات و تحصیلات علمی به هم نزدیک تر باشند بهتر است ولی این موضوع شرط لازم است اما کافی نیست. بلکه باید سایر شرایط نیز سنجید.
بدون در نظر گرفتن سایر شرایط ، عدم تطابق سطح تحصیلات فضای ارتباط و همراهی را بهم می زند.
۱۱. بعد جغرافیایی
بعد جغرافیائی در انتخاب همسر مهم است، ضمن آنکه به بعد فرهنگی هم مربوط می شود. محل سکونت دختر و پسر ( بالای شهر و پایین شهر بودن، شهری و روستائی بودن )مهم است. اینکه پس از ازدواج هم کجا می خواهند زندگی کنند نیز هم مهم است.
۱۲. بعد سیاسی ازدواج
اینکه سیاست گذار اصلی در خانواده دختر و پسر، پدراست یا مادر مهم است. چون در شکل گیری شخصیت مرد خیلی دخالت دارد. اینکه ویژگی های زنانه‌ی پسر قوی تر است یا ویژگی های مردانه‌ی دختر مهم است.
اینکه دختر و پسر، نقش والد بالغ یا کودک را در فضای زندگی ایفا کند بخشی به این سیاست گذاری‌ها بر می‌گردد.
توصیه های مهم:
در فضای انتخاب گاه دختر در سطح ناخودآگاه ممکن است پسری را که قیافه اش یا حالاتش شبیه حالات و قیافه پدرش است را انتخاب کند. به عبارتی دنبال کسی می رود که عین پدرش است. یا پسر در سطح ناخودآگاه ممکن است دختری را انتخاب کند که شبیه مادرش باشد.
در فضای مشاوره باید این تصویر را اصلاح کرد. گاه بیانگر مشکل در روابط والد، فرزندی است. (پدر-فرزندی/مادر- فرزندی) است.
گاه تضادها وتفاوت ها می‌توانند از منابع جذابیت باشند. فرد تلاش می کند آنچه را که خود فاقد آن است در دیگری جستجو کند.
من با تو ازدواج می کنم اگر کاستی ونقصی داشتن تو مرا بساز غلط است. در فضای همراهی جواب نمی دهد . (ازدواج رشد دادن) است.
معیارهای ازدواج همانند ستون های یک ساختمان است که فاصله مناسب بنای ساختمان را با هم نگه می دارند. از این رو هر یک از ستون ها سر جای خودش مهم است. پس در ازدواج هر یک از این معیارها مهم است.
۱۳. بعد اجتماعی ازدواج
برگزاری در مراسم یک نوع اعلان رسمی به دیگران است که ما زن و شوهریم.

توصیه های مهم :
نباید نگاه وسواس‌گونه داشت و این معیارها را خیلی ایده آلی دید. باید بالغانه دید. دختر و پسر باید در حد خودشان رشد کرده باشند . باید نیمه پر لیوان را دید نه نیمه خالی را. طرفین نباید از همدیگر انتظار کامل و صد در صد داشته باشند.
فضای ازدواج فضای همراهی رشد دادن و رشد کردن است.ازدواج عملکرد است. دختر عملکرد خود را به نمایش می گذارد و پسر عملکرد خودش را . جذابیت ازدواج به آن است که در فضای همراهی اتفاق قشنگی رخ دهد و زن و مرد در مسیر هم و همراه هم حرکت نموده و پاسخگوی نیازهای روانی، عاطفی، جسمانی و … باشند.
گاه برخی دختران و پسران بجای توجه به نقش واهمیت هر یک از معیارها، صرفا به یک یا دو معیار بسنده می کند.
مانند: پسرخوش تیپ و خوش هیکلی است و بس!! دختر خیلی زیبا است و بس.
یک معیار جواب نمی دهد، نمی توان سایر معیارها را زیر یک معیار مخفی نمود. اگر یک ویژگی یا چند ویژگی روی ویژگی یا ویژگی های دیگر تاثیر بگذارد. خطای هاله ای است.

افرادی که برای ازدواج مناسب هم نیستند:
• دخترو پسری که معتاد به مصرف مواد یا دارو و الکل هستند.
• دخترو پسری که بسرعت و به شدت عصبانیت و خشمگین می شوند.
• دخترو پسری که مسئولیت زندگی خود را به عهده نمی گیرند.
• دخترو پسری که دیگران را بخاطر مشکلات خود سرزنش می کنند.
• دخترو پسری که خشم خود را سرکوب می کنند.
• دخترو پسری که فکر می کنند ضعیف و درمانده هستند.
• دخترو پسری که دیگران را کنترل می کنند.
• دخترو پسری که اختلال جنسی دارند.
• دخترو پسری که کودک درون آنها رشد نکرده و بالغ نشدند.
• دخترو پسری که قابل اعتماد نیستند.
• دخترو پسری که در زندگی هدف مند نیستند.
• دختر و پسری که عواطف و احساسات خود را بیان نمی کنند.
• دختر و پسری که نمی توانند یا نمی خواهند درباره احساسات خود صحبت کنند.
• دختر و پسری که از روابط قبلی خود هستند التیام نیافتند.
• دختر و پسری که هنوز خشم و انزجار شدیدی نسبت به معشوق قبلی خود دردل دارند.
• دختر و پسری که هنوز بخاطر ارتباط قبلی احساس گناه می کنند و خود را مسئول می دانند.
• دختر و پسری که خانواده ای آزار دهنده دارند و نمی توانند در مقابل خانواده از همسر خود حمایت کنند.
• دختر و پسری که تفاوت سنی زیاد با یکدیگر دارند.
• دختر و پسری که تفاوت دینی و مذهبی با یکدیگر دارند.
• دختر و پسری که تفاوت های اجتماعی، قومی ، تحصیلی با یکدیگر دارند..
• دختر دادن و دختر گرفتن از یک خانواده.
• دختر و پسری که از یکدیگر دور هستند. همیشه روی خوب سکه را آشکار می سازند.

روابطی که مناسب نیستند :
• رابطه ای که یکی از طرفین بیشتر عشق بورزد.
• رابطه ای که در آن یک نفر احساس کند طرف مقابل نیاز به تغییر دارد.
• رابطه ای که در آن یک نفر می خواهد دیگری را نجات دهد.
• رابطه ای که در آن به همسر آینده خود به چشم یک الگو یا آموزگار نگاه می کنید.
• رابطه ای که تنها به دلیل چند ویژگی خاص ایجاد شود وتداوم یابد.
• رابطه ای که به دلیل لجاجت و سرکشی با خانواده ایجاد شود و تداوم یابد.
• رابطه با کسی که در تضاد کامل با معشوق یا نامزد قبلی فرد باشد.
• رابطه با فردی که با یک نفر دیگر است.
 گردآورنده: کارمند فهیمه علی دایی، کارشناس مرکز مشاوره معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی ویژه شرق استان تهران

انتهای پیام/س

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *